العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)

99

بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)

و زحمت از آنان و احوالپرسى از مريضان آنها و تشييع جنازهء آنها و عاريه دادن اسباب و اثاثيه به آنان و بحث و اختلافى كه راجع به فقير و مسكين هست كه آيا كدام يك از اين دو گروه مستمندتر است بعدا خواهد آمد و در ميان همسايگان فقير و مسكين را مخصوصا نام برده از اين نظر است كه رعايت حال آنها مهم‌تر است و گر نه همسايه دارى بطور كلى لازم است و در امالى ( تعاهد الجيران ) است ( و الغارمين قرض دارها ) يا عطف بر فقراء و يا عطف بر جيران است ( و كانوا امناء عشائرهم ) يعنى شيعيان را امين خود ميدانستند و در تمام اشياء از مال و ناموس و نگهدارى اسرار اطمينان به آنان داشتند عشائر جمع عشيره است به معناى قبيله و فاميل است و در امالى صدوق و غير آن عبارت حديث اين طور است ( فقال جابر يا ابن رسول اللَّه لست اعرف احدا بهذه الصّفة ) هيچ كس را به اين صفت نميشناسم . لا تذهبن بك المذاهب يعنى راه‌ها و روشهاى مختلف تو را مغرور نكند و بباطل و رها كردن عمل نيفكند حسب الرّجل ان يقول اين جمله از نظر تركيب بندى مانند حسبك درهم يعنى يك درهم ترا كافى و بس است البته در اين جمله از حديث استفهام و حرف سؤال در تقدير هست ( احسب الرجل ) بعنوان انكار و قبول نكردن مطلب سؤال مىكند حضرت از جابر آيا همين مقدار كافى است كه بگويد دوست دارم على عليه السّلام را يعنى اين حرف تنها ابدا كافى نيست ( فعّالا ) يعنى بر طبق اعتقاد خود ( كه بايد در تمام كارها از پيشوايان بزرگ دين و ائمه عليهم السّلام پيروى و متابعت نمود ) فعال و پركار نباشد ؟ و اين جمله در نسخه امالى صدوق نيست ( فرسول اللَّه . . . ) ظاهر اين جمله معترضه بودن ( در اثناى سخن جمله‌اى گفته شود كه با مطالب قبلى و بعدى بىارتباط باشد ) است ولى در امالى شيخ صدوق ( و رسول اللَّه به او او بجاى فاء ) آمده است و اين طور بهتر است كه جمله و رسول اللَّه جمله حاليه باشد و طبق هر دو نسخه ( با فاء يا واو ) احتمال دارد اين جمله عطف بر احب باشد و تتمه مضمون گفتار فاعل ( قال ) باشد و فاعل قال مخالف و سنى باشد خلاصه معنا چنين مىشود شما شيعيان را ادعاى دوستى على را داريد بدون عمل و محتوى . اگر مخالف شما بگويد من رسول اللَّه را دوست دارم و آن حضرت هم كه از على برتر است همانطور كه شما شيعيان دلخوش و دلگرم به محبت على عليه السّلام هستيد من اعتماد و دلگرمى بمحبت رسول خدا دارم . شما نميتوانيد او را مجاب و محكوم نمائيد چون اگر شما به آن شخص بگوئيد كه دوستى با رسول خدا با اينكه در مسأله وصايت و خلافت مخالف رسول خدا باشيد اصلا سودى ندارد ممكن است فورا در مقام پاسخ بشما اعتراض نموده و بگويد براى شما هم دوستى على سودى ندارد در صورتى كه در افعال و اقوال در كردار و گفتار